الشيخ رسول جعفريان
205
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
وقتى بجير بن شداد از علّت رفتن پرسيد ، امام فرمود : « هذه كتب وجوه أهل المصر » « 1 » ، اينها نامههاى بزرگان اين شهر است . صبح عاشورا نيز علّت آمدن را نامهها ذكر كرد . « 2 » به عبد الله بن عمر نيز نامهها را نشان داد « 3 » و همه جا در برابر اعتراضات مىفرمود : « خلفى مملوءة بالكتب » « 4 » يعنى خورجين اسبم پر از نامههاى آنان است . اين دعوت گسترده جدّى به نظر مىآمد ؛ بويژه كه علاوه بر تودههاى مردم ، بيشتر نامهها از بزرگان كوفه بود ، كسانى كه مردم تابع آنها بودند . اين افراد علاوه بر شيعيان ، شامل بسيارى از ديگر بزرگان بود . چه بسا اگر صرفا شيعيان بودند توجهى نمىشد ؛ زيرا تعدادشان قابل توّجه نبود . امّا همين گستردگى بود كه جدّى بودن دعوت را تثبيت كرد . در مقابل اين دعوتها ، دو مرحلهء آزمون كوفيان بود كه در زمان امام على عليه السّلام و امام حسن عليه السّلام داده بودند ، و در هر دو مرحله مردود شده بودند . اكنون امام مىبايست كدام يك را انتخاب مىكرد : سابقهء بد مردم را و يا وضعيّت فعلى آنها را ؟ با توجّه به گفتههاى قبلى ، حتّى اگر فرض كنيم احتمال پيروزى كمتر از پنجاه درصد هم بود ، آيا براى امام راه ديگرى وجود نداشت ؟ به نظر مىرسد در شرايط عادى سياسى هيچ راهى احتمالش به اندازهء احتمال پيروزى در كوفه نبود . حتّى احتمال رفتن به يمن نيز موفّقيتآميز نبود ؛ زيرا به يقين تشيّع در يمن به اندازهء كوفه نبود ؛ اضافه بر آنكه آنجا نيز در دسترس معاويه بود . حتى زمانى كه والى امام على عليه السّلام در آنجا بود ، سپاه شام به يمن يورش برد و شمار زيادى از شيعيان به قتل رساند . نخستين دليل احتمال پيروزى ، وجود نامهها بود كه نشان مىداد عدهء زيادى نه تنها او را حفاظت خواهند كرد ، بلكه با دشمنش خواهند جنگيد . در مقابل ، از هيچ نقطهء ديگرى از او دعوت به عمل نيامد . افرادى كه نامه نوشتند در مرحلهء اوّل شيعيانى چون سليمان بن صرد ، مسيب بن نجبة ، حبيب بن مظاهر رفاعة بن شداد و عدهاى ديگر بودند . امام با فرصت كمى كه در اختيار داشت ، راه معقولى را برگزيد . آن
--> ( 1 ) . ترجمة الامام الحسين عليه السّلام ، ابن سعد ، ص 173 ( 2 ) . همان ، ص 181 ( 3 ) . ترجمة الامام الحسين عليه السّلام ، ابن عساكر ، ص 192 ( 4 ) . همان ، صص 209 ، 210